الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
293
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
از آنرو كه بنى اميّه نيز به كوردلى مبتلا مىگردند . « 1 » 709 - رهايى وامدار گروهى ، وامدار خويش را نزد والى برده و مدّعى شدند كه هزار دينار بديشان بدهكار است . والى از او پرسيد : چه مىگويى ؟ گفت : ايشان در ادّعاى خويش صادقند . امّا من مهلتى خواهم تا زمين و شتر و گوسفند خويش فروخته و دين ايشان ايفا نمايم . ايشان گفتند : اى والى ! او دروغ مىگويد و وى را مالى چه كم و چه زياد نمىباشد . وامدار گفت : اى والى ! شهادت ايشان بر نادارى من شنيدى ، پس چگونه ايشان از من مطالبهء بازپرداخت قرض خويش مىنمايند ؟ والى پس از شنيدن اين سخن ، امر به آزادى وى كرد . 710 - حكايت مفلس در بغداد مردى بود كه دين بسيار برعهده داشته و مفلس گشته بود . قاضى دستور داد تا هيچ كس به دو قرض ندهد و اگر داد ، صبر پيشه ساخته و طلب خويش نخواهد و نيز گفت : او را بر استرى نشانده ، بگردانند تا مردم او را شناخته و از معامله با وى بپرهيزند . وى را در شهر گردانده و به در خانهاش آوردند . هنگام فرودش از استر ، استربان وى را گفت : كرايهء استرم را بده ! مرد گفت : اى ابله ! از صبح تاكنون در چه كار بوديم ؟ 711 - باقىماندگان ذهب الرجال المقتدى بفعالهم * و المنكرون لكل أمر منكر و بقيت في خلف يزين بعضهم بعضا * ليدفع معور عن معور فطن لكل مصيبة في ماله * و إذا أصيب بدينه ( بعرضه خ ل ) لم يشعر ( ابو الاسود دوئلى ) * * * مردانى كه كارهايشان الگو بود ، رفتند ، گرچه انكاركنندگان ، همهچيز را انكار مىكنند . و در زمين كسانى باقى مانند كه هريك به ديگرى خيانت مىكند ، تا زشتى از زشتچهرهاى بزدايند . به هر نقصانى كه به اموالشان وارد شود ، به
--> ( 1 ) . الصراط المستقيم ، ج 3 ، ص 48 .